تبليغاتX
رها از رنج

رها از رنج

مدار صفر درجه و ضامن درجه یک

سریال مدار صفر درجه هم بلاخره تموم شد ! در کل سریال جالبی بود نه بخاطر نگاه ضد صهیونیستی و جنبه های تبلیغاتی اش بلکه بخاطر نگاه واقع گرایانه اش به احساس و روابط میان انسانها...حبیب و سارا آستروک هم که به هم رسیدند و داستان عشق بلاخره به یه سرانجامی رسید! 

ما هم دیشب با خواهر شوهرم رفتیم بازار و برای مامان مهرداد کادو خریدیم چون مامان و بابای مهرداد  پنجشنبه می یان . بعدش یه کم تو خیابون قدم زدیم و بادوم زمینی خوردیم و بعد رفتیم خونه مامان اینا ولی اونجا هم زیاد نموندیم و اومدیم خونه !

صبح هم که از وقتی بیدار شدم  با مهرداد توی بنگاه و بانک و... بودیم . آخرش هم رئیس بانک گفت باید خریدار ( یعنی من ) یه ضامن درجه یک بیاره ! آخرش هم من فکر نکنم ما بتونیم این وام رو بفروشیم ...چقدر روی پولش برنامه ریزی کرده بودیم که باهاش بریم دبی و....

هر چی خدا بخواد!  

سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 |

به نام خدا

سلام

من رها هستم ؛ 26 ساله . این وبلاگ گوشه هایی از زندگی من و همسرم مهرداده. هدف اول من از ایجاد این وبلاگ ثبت خاطرات زندگی مشترکمه تا بتونم هر وقت که خواستم از لابلای دقایق و لحظه ها به عقب برگردم و خاطرات زندگیم رو مرور کنم ؛ و از تجربه های دیروزم بتونم فردای بهتری رو برای خودم و همسرم بسازم ! انگیزه اولیه ایجاد ین وبلاگ پس از آشنایی با یک دوست مجازی به نام فیروزه و خوندن وبلاگ قشنگش , تو را من چشم در راهم , در من بوجود اومد .وقتی که با احساسات پاکش آشنا شدم به این فکر افتادم که چه خوبه منم یه وبلاگ برای خودم داشته باشم تا بوسیله اون بتونم دوستای جدیدی پیدا کنم و آ شنایی با یه عالمه نظر و عقیده های مختلف برای من خیلی جذاب بود !

روزی که تصمیم نهایی ام رو برای ثبت این وبلاگ گرفتم برای من روز خوبی بود و دوتا اتفاق خوب برام پیش اومد اولیش خبر موفقیت مهرداد توی مسابقات رالی کیفیت بود و دومی ارتقا شغلیم بود که روحیه من رو از این رو به اون رو کرد چون متوجه شدم که پیشرفت کار ی من برای مهرداد مهمه و در واقع اگه حمایتهای اون نبود من به این زودی به چنین مرحله ای نمی رسیدم . من این خوشحالی رو به اون مدیونم و همینجا از حمایتها و مهربونیاش تشکر می کنم.

مهرداد جونم بخاطر قلب پاکت ازت ممنونم ...

من این اتفاقات خوب رو به فال نیک می گیرم و با یاد خدا وبلاگم رو شروع می کنم ...

دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 |
رها

حرفی به من بزن
من در پناه پنجره ام ، با آفتاب رابطه دارم !

پيوندهاي روزانه

نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور

نامه های بدون آدرس

آموزش گام به گام خوراک و خوراک‌خوانی توسط وب‌لاگ‌نویسان فارسی

آگهي فروش برده

فید (خوراک) چیست؟ گوگل ریدر چگونه کار می کند؟

راه اندازی» خوراک فیدبرنری و خوراک شمار

سرنوشت عجیب !!

محاسبه مدت زمان زندگی شما ازروی تاریخ تولد شما

يك سال بعد از آتش سوزي مدرسه !!

مجوز نگرفتن رمان اسماعیل فصیح !!

مطالب اخير

جنوب

فراموشی

وزیر زن بجای آقای هلو !!

ابطحی

همیشه

اندوه

کمترین سرود

مایکل جکسون